١- سالهای اوایل انقلاب بود . رادیو سخنرانی یکی از رؤسای جمهور (  بین بنی صدر و هاشمی رفسنجانی شک دارم )را پخش می کرد که می گفت : روزی شاه به بازدید از زندانیان سیاسی می رود . به سلول آیت الله سید محمود طالقانی که می رسد رو می کند به او و می گوید : من حاضرم به یک شرط ، دستور آزادی تو را بدهم و آن شرط این است که دیگر آیات توده ای قرآن را نخوانی و تفسیر نکنی ! و منظورش هم از آیات توده ای ، آیاتی بوده است که در آن به قیام و انقلاب علیه ظلم و جور و طاغوت و حمایت از مستضعفان و محرومان و ... اشاره داشته است که به زعم وی آموزه های حزب توده بوده اند !

          

٢- در ابتدای دوره دوم ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای ، پس از اینکه آقایان محسن رضایی و هاشمی رفسنجانی ، امام را متقاعد کرده بودند که اگر میر حسین موسوی نخست وزیر نباشد ، جنگ با مشکل مواجه می شود ( که البته بعد همان دو نفر به اضافه خود ِ میر حسین - سه نفری - پیش امام رفتند که جنگ با مشکل مواجه شده است !) ، امام در پاسخ به سؤال نمایندگان مجلس ، فرموده بودند که نظر من این است که ایشان همچنان نخست وزیر باشند . در ابتدای جلسه علنی مجلس که برای رأی اعتماد به نخست وزیر تشکیل شده بود ، قاری آیه " اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم"( از خداوند و پیامبرش و ولی امرتان اطاعت کنید) را قرائت کرد . پس از پایان تلاوت قرآن ، چند نفر از جناح راست آنموقع که فکر می کنم آقای بادامچیان یا زواره ای هم جزوشان بودند ،  بلند شدند و بشدت اعتراض کردند و گفتند : چرا آیاتی از قرآن را می خوانید که بر روی رأی نمایندگان اثر می گذارد  ؟

           

٣- و حالا در آستانه دهه چهارم انقلاب اسلامی ، در اتفاقی مشابه ، هنگامی که صدا و سیمای ما پس از سالها جملاتی نقل نشده و مهم از امام خمینی را در برنامه "شاخص" نقل می کند ، آقای سید حسن خمینی اعتراض می کند که چرا با نقل این بخشهای سخنان امام ، قصد مشابه سازی دارید ! و چهره لطیف و مهربان امام را ، خشن نشان می دهید ؟

در همین رابطه بخوانید:

- متن کامل نامه سید حسن خمینی به رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی .

 

- "شاخص" شما چیست ؟ (سرمقاله حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان).

 

- "شاخص" مشکلی ندارد ، اشکال از خود ِ امام است ! ( روزنوشت امید حسینی در وبلاگ "آهستان").

 

- پاسخ سید عزت الله ضرغامی به نامه سید حسن خمینی .

 

- لینک قسمتهای مختلف مستند "شاخص".

 

- در گوگل ریدر هم این نوشته کوتاه را از "فخری" دیدم که عیناً در اینجا می آورم :

"اعتراض جناب سید حسن خمینی با عنوان پخش تحریف گونه  سخنان امام، مانند آن است که یک جلسه تفسیر موضوعی قرآن درباره موضوعات مختلف (مثلا یکی از آنها جهاد و شهادت باشد)برگزار کنند، بعد یکی بیاید بگوید : وااسلاما، چهره رحمت قرآن مخدوش شد! چرا فقط آیات جهاد و شهادت و قتال را می گویید؟
برنامه شاخص، به صورت موضوعی، سخنان امام را تقطیع و در هر قسمت یک موضوع خاص را پخش می کند. این می شود تحریف و پخش گزینی غیرصادقانه؟"

 

- آقای سید حسن آقای لپ گلی افاضه فرمودند : شاخص را از "منابع موثق" شنیده ام ! ( از "دانشطلب" مدیر وبلاگ "مدرسه ما").

 

- سید محمد خاتمی : پخش سخنان امام از رسانه ملی را متوقف کنید.

 

- آیا با کنار هم گذاشتن این دو نامه نمی توان حدس زد که منبع موثق سید حسن کیست؟( از وبلاگ "فرهنگ نت " نوشته حسین هاشمی).

 

- لطفا وجه خشن و غیر انسانی(بخوانید ضد لیبرال و ضد غرب زده) امام را سانسور کنید( از وبلاگ "سعی").

 

- "شاخص" امام و رو شدن چهره مدعیان خط امام ( از امید حسینی در وبلاگ "آهستان").

 

- نامه جنبش عدالتخواه دانشجویی به ضرغامی ( از سایت "الف").

 

- بالاخره حرف امام را پخش کنند یا نه ؟ ( از "هادی فضل الله نژاد" در وبلاگ "شب نوشت").

 

- از امام کینه دارید یا می خواهید امام را هم هزینه کنید ؟ ( از سایت آینده ).

 

- حاج حسن آقا ! این تذهبون ؟ ( از روزنامه جوان ).

 

- حمایت ٢۶٠ نماینده مجلس از مستند "شاخص" ( از ایرنا).

 

- اقلیتی‌های مجلس مستند «شاخص» را تایید کردند ( از ایرنا).

 

- این هم مطلبی که آذرماه در وبلاگ "آب و آتش" نوشتم : از نوه امام تا فرزندان خمینی .

 

 

دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

دیدید که آن بیل و کلنگی که قبر ایشان را کنده بودند و با او خاک را بیرون آورده بودند ، مردم با آن بیل و کلنگ چه می کردند ؟ عشق بازی می کردند ، می بوسیدند ، حمله می کردند بعضی به بعض و این بیل و کلنگ را می بوسیدند ؛ چرا می بوسیدند ؟ بیل و کلنگ که بوسیدنی نیست .[ آیا ] برای اینکه آقای طالقانی یک مرد دموکراتی بود ، بیل و کلنگش را می بوسیدند ؟! [ خیر ] به همان انگیزه ای که ضریح ائمه اطهار و بزرگان ما را می بوسند ، همان انگیزه مردم را وادار کرد که بیل و کلنگش را ببوسند ، برای روشنفکریش نبود ؛ برای این بود که این را نایب پیغمبر خودشان می دانستند این مردم .

    

... چرا اینقدر کم سلیقه و بد سلیقه هستید ؟ چرا این جوانهایی که می خواهند یک خدمت به مملکتشان و خودشان بکنند از یک همچو قدرتی استفاده نمی کنند ؟ نمی بینند این قدرت را ! نمی بینند که یک پیرمرد هفتاد و چند ساله ای که هیچ قدرت بر اینکه یک فعالیت سیاسی داشته باشد به آن معنا ندارد ، ضعف پیری او را گرفته است ، نقاهت دارد ، وقتی از دست مردم می رود یک همچو انقلابی در ایران و در سایر کشورها و مورد تحیر غرب و شرق می شود ؟ این قدرت را چرا می خواهید از دست بدهید ؟ چرا هی می شکنید این قدرت را ؟ چرا هر چیزی که می شود از دوش اسلام بر می دارید ، می خواهید رویش یک عنوان غربی بگذارید ؟

ای ملت ! ای روشنفکران ! ای متفکران! از این قدرت استفاده کنید . این قدرت بود که طاغوت را تا جهنم راند ؛ شما ها که نمی توانستید . چرا هر روز این مظاهر الوهیت و قدرت خدایی را می بینید و بیدار نمی شوید ؟ این مرض ، چه مرضی است که بعضی از این روشنفکران ما دارند ؟ همه آنها را نمی گویم ؛ بعضی شان . بعضی شان این چه مرضی است که اینها دارند که وقتی یک ملت در سر تا سر ایران به سر و سینه اش می کوبد و به عنوان " نایب پیغمبر " یک کسی را یاد می کند ، وقتی می خواهند بنویسند ، می گویند که آقای طالقانی یک مرد روشنفکری بود از این جهت مردم ... !

تو هم روشنفکر هستی ، چطور مردم برایت فاتحه نمی خوانند ؟! این قدرت را از دست ندهید آقا !

صحیفه امام - جلد نهم - صفحات 534 و 535

***

همه ما این طور هستیم . به عنوان اینکه ما یک آدمی هستیم خدمتگزار اسلام هستیم ، مردم ما را می پذیرند و الا چشم و ابروی سیاهی که ما نداریم که مردم به خاطر او  ما را بپذیرند . اینها می دانند که ما خدمتگزار هستیم به آنها و خدمتگزارها را به آنها علاقه دارند .

این مردمی که به‌ آقای طالقانی این قدر اظهار علاقه کردند این واقعا برای این است که آن آقا نوشته است که چون ایشان دموکرات بود از این جهت این قدر مردم او را دوست داشتند ! آن چیزها را که مردم می بوسیدند ، آن کلنگی که قبر ایشان را کنده بود می بوسیدند ، این برای آن بود که ایشان یک مردی بود دموکرات ؟ یا نه ؛ این یک روحانی بود ، مردم روحانی ها را مظهر نبوت می دانند و مظهر امامت می دانند . آنها چه چیز می گفتند ؟ جز این بود که می گفتند : " ای سید ما - ای سرور ما " ، " ای نایب پیغمبر ما - جای تو خالی است "؟ اینها به عنوان " نایب پیغمبر " می شناختند ایشان را . از این جهت آن کلنگ را می بوسیدند . مثل اینکه ضریح حضرت معصومه را می بوسند ، به طلا و نقره و آهن علاقه نیست ؛ این یک اظهار علاقه ای است نسبت به خدا و نسبت به پیغمبر .

صحیفه امام - جلد نهم - صفحات 325 و 425

 

سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٧ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()